بهترین اشعار زیبا و عاشقانه قاآنی شیرازی (شعرهای کوتاه!)



بهترین اشعار زیبا و عاشقانه قاآنی شیرازی

زیباترین غزل ها و اشعار کوتاه و عاشقانه کانی شیرازی شاعر قرن سیزدهم با نام اصلی میرزا حبیب الله پسر محمدعلی گلشن!

***

عاشق نه اینکه هر لحظه به عشق ببالد
مردی است که دهانش را می بندد و دست هایش را باز می کند

******

دوستان رفتند و کم و بیش نماندند
روزم سیاه شد و سایه ای نماند

******

اشعار عاشقانه قاآنی

زیرا باعث سردی نفس در صبح می شود
صبح صورتم نمی توانست نفس بکشد

******

دامن چسبیده روی بازوی شما می افتد
من از همه چیز مراقبت خواهم کرد

******

وقتی دیدم جان غمگین است گفتم
برو من میدونم نمرده ای

******

ماه من به زلوف باز شود
انقباض قلب را افزایش دهید

******

نه مثل دنیا، اما بهتر از آنی
انگار دنیا پیر شده و تو جوان

******

رباعی کانی

این قلب در شهر است عشق تو گیج شده ای
شما مریض و عجیب و غریب هستید و به سمت در می روید
واژگونی بخت او
از مژه های سیاهت برگشت

******

داداش ابرو کج شده
محراب دل احرار و قبله مخدوش است
ما طرف قبله دیگر نیستیم
این قبله ماست، هرچند خیلی کج

******

ابروی کج تو بی تاب است
محراب شاهان و قبله آفاق است
گاوصندوق است، اما راحت است
این یک زوج است، اما یک قوس است

******

قلبم را به تو دادم
دلم به دامان طرب زکف نشست
در Zelof Delaware Kajt یافت شد
حکایت راه کج دل من

******

گاهی حس می کنم به باد گلی میل می کنم
بعضی وقتا دلم میخواد وصل بشم
گاهی روی بازو و گاهی روی شانه است
آقا من کیستم و دینم چیست؟

******

به کوه ریت ابر بهار بازگشت
سیل سنگ را از ناهمواری های کوه کوبید
جوجه ها از همه جا آمدند تا دوباره بپزند
فاخته، سالسا، کبک و هزار
طوطی، طاووس، اردک، پرنده سیاه و سار

******

زیباترین شعر کاآنی شیرازی

اشعار کوتاهی از مجموعه شعر کانی شیرازی

از دین و قلب و قوت و اراده خود راضی بود
چون هر چهار یک بار می رفت

می گویند صبر کن کاتب تو بیاید
آن روز صبر از برمنگار گریخت

جایی که دوستی نباشد دوست ندارم
هزار بار قلبم را امتحان کردم

انسان عاقل خود را نابود نمی کند
قبل از مرگم قدرتم از بین رفت

من دنبال چیزی نیستم، تا زمانی که یک دوست وجود دارد
با معشوقت چیکار میکنی؟

از زلف دوست عصبانی نباش
دیوانگی چشم نواز است

بالاخره شانس من بود دوست عزیز
زیرا خود سرنگون، پریشان و ناآرام است

غم صد هزار بار دنیا را گشته است
غیر از من همنشین مردم آن زمان نبود

کانی از مصائب دنیا غمگین نیست
به خاطر محبت صاحبش غذا می خورد

******

عاشق بودن رسم نیست، دو عاشق یک دل داشته باشی
چه از زندگی و چه از زندگی، باید دل ببندید

او مثل جانوسیار و ماهیار ترسو است
دوست داشتن و دل با اسکندر

یا زندانی با حبس ابد باشید یا در زندان باشید
داشتن دو مرد برای یک زن روسی زشت است

ممنون از محبت درونی شما
حسرت مثل مگس از دور است

خواجه را در زمین خود به بهشت ​​برده کن
پس از تعظیم، او پشت خود را خواهد داشت

ای که طالب کیمیا عشق هستید، چشمانتان را پر از خون کنید
نیاز کیمیاگری برای داشتن گوگرد قرمز وجود دارد

******

غزلیات کانی

دل دیوانه ای که به سرت گره خورد
اجازه نده کسی به کسی که سرت را بسته است دست بزند

دعا میکنم جانت را از دست ندهی
بوی خون از این مستی می آید که شمشیر در دست دارد

امیدوارم یک شب مهمان من باشید
چشم ها به جاده، کلمات بر لب ها و روح در کف دست ها

من و تو رویایی هستیم که محقق نمی شود
که تو پایه بالایی داری و فال من کم

گفتم یک روز به خاطر تو به صحرا می روم
دستش را روی در گذاشت و به من گفت که مجموعه را ببند

خدایا دلم را از تو رها کن
که قلبم مثل ماهی بود و توسط تو شسته شدم

اطراف این دانه خال موی سیاه است
او می داند که بدنش هرگز از این تله فرار نکرده است

دل چنین آدمی که به سوی تو می دود
چون از زائر هندو رومی ناراحت است

******

ما صد نفر داریم و یک کلمه بر این لبان
ما صد دل داریم و این مه یک اشاره است

دلا مواظب چشمای خونخوارش باش
ترک های بی رحم در هنگام سرقت

دلم را برای غم یک دوست خون خواهم کرد
شما باید در تجارت خوشحال باشید

سنگ من سخت است، درونش آتش است
گرما بدنم را نمی سوزاند

به همین دلیل است که هیچ کس نمی تواند چشمان من را بدون تو ببیند
که بدون تو در چشمانم دیدی نبود

من زندگی پس از مرگ شادی خواهم داشت
که روح من دچار ذلت نشود

پس از قتل پدرش متوجه شد
پس شیرین به تلخی دست نمی زند

اگر از قاب قاو سینت پرسیده شود
دو ابرو، یک ژست

دل کانی پر از اشک بود
عمارت در اثر سیل ویران شد

******

نسیم ملایمی زیر گلها می خزید
قباب، این مزخرف است
موهایش را می کشد و گردنش را گاز می گیرد
گنه به علف می چسبد، گند به کود می زند
گاهی کنار شاخ درخت، گاهی کنار رودخانه

******

دلم را به هوای رابطه دادم
لبم رو گذاشتم روی لبش و مردم

******

شما امروز در مهربانی و زیبایی بی نظیر هستید
که خورشید هیچ زیبایی به خود نمی افزاید

******

در صورت آسیب دیدن چرخ چه باید کرد؟
اگر ایمان خود را ترک کرد چه باید کرد؟
می خواستم قلبم به تپش برود
وقتی تایر اشتباه می کند چه باید کرد؟

******

چه کسی را برای شما می فرستم؟
می خواهم چهره ات را ببینم

من مرده بودم، صبح زنده بودم
بوی بوی تو بر باد صبح

کاش بمیرم و نبینم
این دل از پهلوی تو می افتد