زیباترین شعرهای عاشقانه دلتنگی از شاعران معروف (کوتاه و احساسی)



شعرهای عاشقانه دلتنگی کوتاه از شاعران معروف ایرانی

گلچینی زیباترین اشعار دلبرانه عاشقانه شاعران معروف ایرانی در مورد دلتنگی و دوری از همسر و عشق زندگی

***

کیست جز گریه به دلتنگی ما رحم کند؟
سیل بر سینه مگر چاک زند صحرا را

******

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

وحشی بافقی

******

دلتنگ چنان شد که اگر جهد کنم
گِرد دل او بر نتوانم آمد

عطار

******

اشعار عاشقانه دلتنگی جدایی

دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگ رخت زمانه زندان منست

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان منست

مولانا

******

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مبار
دلتنگی من بس است دل تنگ مدار
تو معشوقی گریستن کار تو نیست
کار من بیچاره به من باز گذار

مهستی گنجوی

******

دلتنگتم و دیدار تو درمان من است!

مولانا ️

******

تو چه دانی که چه ها کرد فراقت با من ..!

عراقی ️

******

دارم ز جدایی غزالی که مپرس
در جان و دل اندوه و ملالی که مپرس
گوئی چه بود درد تو دردی که مگوی
پرسی چه بود حال تو حالی که مپرس

هاتف اصفهانی

******

دلتنگم نه برای تو …
دلم برای خودم تنگ شده
برای مَنِ کنارِ تو …

******

شعر عاشقانه فراق یار

دلم تنگ ندانم صبر کردن
ز دلتنگی بوم راضی بمردن
ز شرم روی ته مو در حجابم
ندانم عرض حالم واته کردن

باباطاهر

******

زیباترین اشعار در مورد دلتنگی، تنهایی و انتظار

و من
از دلتنگی تو
تمام می شوم …

عباس معروفی

******

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشت
تا به جانش می‌خواندی:
نام کوچکی
تا به مهر آوازش می‌دادی
همچون مرگ
که نام کوچکِ زندگی‌ست

شاملو

******

دلتنگی
پیراهن نیست که عوضش کنی
و حالت خوب شود.
دلتنگی گاهی
پوستِ تنِ آدمی ست…

معصومه صابر

******

درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین
بی تو بودن درد دارد
می زند من را زمین

فریدون مشیری

******

شعر دلتنگی از شاعران معروف

دل که تنگ است کجا باید رفت؟
به در و دشت و دمن؟
یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟
یا به یک خلوت و تنهایی امن
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
پیر فرزانه مرا بانگ برآورد
که این حرف نکوست،

دل که تنگ است برو خانه دوست…
شانه اش جایگه گریه تو ، سخنش راه گشا
بوسه اش مرهم زخم دل توست

عشق او چاره دلتنگی توست…
دل که تنگ است برو خانه دوست…
خانه اش خانه توست…
باز گفتم: خانه دوست کجاست؟

گفت پیدایش کن
برو آنجاکه پر از مهر و صفاست

گفتمش در پاسخ: دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت

که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان در دل من، قلبشان منزل من…!
صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
تو دلت سبز ، لبت سرخ، چراغت روشن!

چرخ روزيت هميشه چرخان!
نفست داغ، تنت گرم، دعايت با من!
روزهايت پى هم خوش باشد

فریدون مشیری

******

بر زمین افتاد شمشیرت ولی چون جنگ بود
بر تو می‌شد زخم‌ها زد، بر من اما ننگ بود

با خودم گفتم بگیرم دست یا جان تو را؟
اختلاف حرف دل با عقل صدفرسنگ بود

گر چه دستت را گرفتم باز هم قانع نشد
تا نبخشیدم تو را، دل همچنان دلتنگ بود

چون در آغوشت گرفتم خنجرت معلوم کرد
بر زمین افتادن شمشیر، خود نیرنگ بود

من پشیمان نیستم، اما نمی‌دانم هنوز
دل چرا در بازی نیرنگ‌ها یکرنگ بود

در دلم آیینه‌ای دارم که می‌گوید به آه
در جهان سنگدل‌ها کاش می‌شد سنگ بود

فاضل نظری

******

یادَت می‌ آید؟
هر سال این موقع
صبحِ اولِ وقت
پیغام می‌دادم:
عزیزِ جانم؛هوا سرد است
می‌‌سوزاند تمامِ مغزِ استخوان را
بپوشان تمامِ وجودت را
مبادا خانه نشین شوی…
و چَشمی كه نثارم می‌كردی و خیالم را راحت…
هر سال این موقع،
چه حالِ خوبی داشتیم…
راستی
دلَت تنگ نشده؟

علی قاضی نظام

******

شعرهای عاشقانه دلتنگی و دوری

بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه !بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
دردلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست

******

تو رفتی
ولی به قول جناب سعدی
رفتی و
نمی شوی
فراموش

******

در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
با این همه حال و در چنین تنگدلی
جا کرده محبت تو چندان که مپرس

******

این که با پاییز از راه می رسد،
باران نیست؛
دلتنگی ست!

******

دل تنگم و دلتنگ نبودى كه بدانى چه كشيدم
عاشق نشدى ، لنگ نبودى كه بدانى چه كشيدم

سید تقی سیدی