گلچینی از بهترین اشعار زیبا و عاشقانه هلالی جوتایی (مشهور و برگزیده!)



اشعار زیبای هلالی جوتایی

زیباترین اشعار معروف و عاشقانه غزلیات حلالی جغتای مشخصات، کتیبه و تاریخ شاعر ایرانی قرن دهم!

***

دوست پسرم مرا یکی دو روز تنها می گذارد
وای! که امروز یا فردا مرا خواهد کشت

******

روی مهر اگر یک یا دو دیوانه را دیدی
بگذار از گوشه چشم ببینم که ما را دیوانه کردی
پاهایت را نهصد بار با چشمانت آنجا نگذار
چه می شود آه، اگر فوراً روی چشمان من پا نگذاری
اگر تو را بخواهم صد بلا به من می رسد
من هرگز آن آرزو را بیان نمی کنم

******

یک بیت حلالی جغتایی

من هر شب، یک روز به اطراف کویت خواهم آمد
من آنجا بودم تا نیازهای شما را برآورده کنم

******

حالا نمک به دهانش می ریزد، حالا لیوان را می شکند
بازرس تا کی میخانه را آورد؟
جایی که شب از اجاقم گفتم
شمع را روشن کردم، پروانه را روشن کردم
تاریخ پنهان ما به یک افسانه تبدیل شده است، این هم خوب است
شاید یکی از دوستان این افسانه را در مقابل او بازگو کند
آیا این همه بیگانگی با آشنایان کافی نبود؟
غریبه ها را مال خود کردی
از هلال دیگر ای ناسه ای خردمند
دیوانه را بیش از این کار بیدار نگه ندارید

******

چون صورتم از غم زرد شد
این گل آبی کجاست؟ که امروز خشک شدم

******

دوستی چون صورت گل را در جام می بیند
عکس بهار خورشید جام را می سازد
جام در دست من نیست، اما نام نیک از من است
نام خوب شما با نام بد من چه می کند؟
ساقی، فنجان و جام از کف من صبح و شب
در صبح و عصر چنین خورشید و ماه وجود ندارد
خیانت عصر جام اردیبهشت در چرخش ار
تا دسیسه های روزگار را نبینم

******

واژه های تک هجای حلالی جوهتایی

لطف تو معجزه ای است که مردگان را زنده می کند

******

من بدون تو خیلی ناراحتم
من تو رو خیلی دوست دارم
مردم به من نگاه نمی کنند
ببین چقدر دلت برام تنگ شده
شما پنهان هستید، اما در معرض دید هستید
من از زیبایی شما شگفت زده شدم
با رقیب من چیکار میکنی؟
رابطه من با رقبایم چگونه است؟
به درث حلالی متواضع شد و گفت
این تحقیر نیست، این افتخار من است

******

دوست ما هرگز نیاز به تغییر عقیده ندارد
گل پر از آتش است، اما خار را نسوزان

******

من و بیداری و شب و شب به روز یا اربابان
آقا در این شبها کسی او را در خواب نبیند

******

رباعی هلال جغتای

اشعار معروف و عاشقانه هلالی جوتایی

تو کمکم نکردی و من هنوز دارم کمکت میکنم
دشمن زندگی و من تو را بیشتر از زندگی دوست دارم
به خاطر صدها خار که ذهنم را عذاب می دهد
من به تو برای برگهای نازک گل نیاز دارم

******

ای نور خدا از روی خود به ما بنگر
بگذار خدا را در چهره تو ببینیم
او تا زمان مرگ با صبا بود
مال عیسی باد سبا است
گرچه همه آدم های خوب سر راه تو خاک هستند
حیف است پا روی زمین بگذاری
من تو را دعا کردم و نفرین شنیدم
هیچ اثری بهتر از دعا نیست
می خواستم روی کنجی راحت بنشینم
او ناگهان بلای سر شما آورده است
معلم شما آن روز تدریس می کرد
او چیزی جز کلمات وفاداری در تبلت شما ننوشت
تعجب آور نیست اگر دوستی هلال ماه را دوست داشته باشد
چه شگفت انگیز است که پادشاهان در حال بازی گدار هستند

******

این نامه مورد علاقه من شد
بنده نامه ای هستم که محبوب نوشت

******

تا زمانی که از مردم خوب نپرسند نمی توانی غم دلشان را بگوئی
اگر بپرسند بگو: قدرت کلام کجاست؟

******

تو که از دوستت نشانه میخواهی دوستت کجاست؟
همه با هم دوست هستند، اما دوست واقعی کجاست؟
تا از تو نپرسند نمی توانی غم دلت را بگویی
اگر بپرسند بگو: قدرت کلام کجاست؟
آن گل تازه رفت و چون خاری بر غمش ماند
گل کجا ظاهر می شود و تقصیر خار کجاست؟
در خانه ویران دل حوصله ای نداشت
خواب در غم و بیداری کجاست؟
تو مرهم دل سوزان بودی
رفیق! امسال چه اتفاقی افتاد؟ مرحمت پر کجاست؟
در خرابه های موگان ما هوش داریم
ما همگی مستیم درین میکده حشیار کجاست؟
حلالی بهتر است که راز پنهان بماند
سرت را فاش نکن، اسرار کجاست؟

******

جغتای هلال دو بیتی

دولت کافی است مرا بیدار کند
نمی توان گفت چقدر کم است
این یک درد جدایی است که به شدت از دست رفته است
ایشی ارتباط شماست که بسیار نادر است

******

یار حتی اگر رعنا و صحیح کد باشد
اگر به معشوقش دشنام دهد بد است
مقصد اهل نظر خاک در آزمون بله
از آنجایی که شما مقصد هستید، مقصد خواهید بود
کسی که خوب بوده صد انسان خوب در دنیاست
اگر شخصیت خوبی داشته باشد صد می شود

******

ماه من امشب این شمع شب است
امشب چرخ و فلک از حسادت می سوزد
امشب شب رابطه نیست، شب سرنوشت من است
بهتر از هزار روز نوروز امشب

******

شعر هلالی جوهتایی در مورد نوروز

روز نوروز است، گلدان گل آذر من کجاست؟
همه در چمن ها جمع شده اند، دوست من کجاست؟
منصم چیزی نیست جز آه و آه شب تا سحر
آه، دوست من! ماه های شب من کجا هستند؟
مردمی که امروزه هر یک از آنها چابکی را شکار می کنند، رفته اند
کجاست شکارچی زیرک مردان شکار من؟
یک ساعت برای این روح ناآرام نیست
رفیق! روح بی قرار من کجاست؟
از درد جدایی دامن زده است
مرهم دل امیدوار من کجاست؟
مدتی بود که نبودم، بالاخره بپرس
سی روز مضطرب زندگی من کجاست؟
او یک عمر در هلال کویت بود
به باد رفتی و نگفتی: خاک من کجاست؟

******

یک ساعت برای این روح ناآرام نیست
اوه خدای من! روح بی قرار من کجاست؟